ایمیلی که جان کودکی را نجات داد
ظاهرا رسانههای غربی به اخبار تشخیصهای آنلاین بیماریها بسیار علاقهمند هستند، طوری که این اخبار را به سرعت منعکس میکنند. یکی از خبرها را امروز خواندم:
برای «مادلین راب»، اصلا آسان نبود که ایمیلی به یک مادر دیگر بفرستد و در آن بنویسد که ممکن است کودک شیرخوار او مبتلا به یک سرطان کشنده باشد. ولی هم خانم راب و هم مادر کودکی که ایمیل را دریافت کرد، از فرستاده شدن چنین ایمیلی بسیار خشنود شدند.
تنها ساعتی بعد از آنکه مادر این کودک یک ساله -مگان سانتوس- اهل «ریورویو»ی فلوریدا، ایمیل را دریافت کرد، با مراجعه به یک پزشک متوجه شد که کودکش واقعا به یک سرطان کشنده به نام «رتینوبلاستوما» مبتلا است.
گرچه پزشکان مجبور شدند برای درمان این کودک، یکی از چشمان او را تخیله کنند، اما مادر او خانم راب را که اهل انگلیس است، قهرمانی میداند که با تشخیص آنلاینش باعث نجات جان فرزندش شده است.
اما این دو مادر آمریکایی و انگلیسی چگونه با هم آشنا شدند و چگونه یکی از آنها متوجه شد که فرزند دیگری ممکن است، مبتلا به سرطان شده باشد؟!
سانتوس و راب که هر دو دوران حاملگی را طی میکردند از طریق سایتی به نام BabyFit.com با هم آشنا شدند، هر دوی آنها جنین دختری در شکم داشتند و روز زایمان آنها هم تصادفا، یک روز بود. به تدریج آشنایی آنها با هم بیشتر شد، طوری که مدام با هم ایمیل و عکس رد و بدل میکردند.
اما وقتی که خانم راب، یکی از عکسهای ایمیلشده فرزند خانم سانتوس را دید، متوجه سایه سفیدی در چشم کودک شد. خانم راب، البته هیچ تحصیلات پزشکی نداشت و یک تحلیلگر امور مالی بود، اما عکس غیرطبیعی این کودک او را کنجکاو کرد، طوری که کمی در اینترنت جستجو کرد و متوجه شد که این سایه سفید در چشم ممکن است نشاندهنده یک تومور چشمی مهلک به نام رتینوبلاستوما باشد.

به زودی مشخص شد که این کودک واقعا رتینوبلاستوما دارد، چشم مبتلا تخلیه شد و کودک چند دوره شیمیدرمانی را طی کرد تا از مرگ حتمی نجات پیدا کند.
در واقع هم سانتوس و هم شوهرش، متوجه تغییرات خفیفی در رنگ چشم کودکشان شده بودند ولی نور فلش دوربین عکاسی، باعث شد، این تغییر رنگ نمایانتر شود و از قضای روزگار یک مادر دیگر، همین عکس را دید و متوجه بیماریای شد که پزشکان در معاینه دورهای این شیرخوار در ۹ ماهگی متوجه آن نشده بودند.
رتینوبلاستوما، تومور شبکیه چشم است و میتواند یک هر دو چشم را درگیر کند، این تومور میتواند از دوره جنینی شروع شود، ولی تا ۵ سالگی هم احتمال بروز آن وجود دارد.
پستهای مشابه این مطلب
- عکسی که یک زندگی را نجات داد
- دست دادن با یک پزشک، جان مردی را نجات داد!
- وقتی گوگل جان آدمها را نجات می دهد : داستانی دیگر از کمک گوگل به پزشکان
- در ستایش رهایی و آرزوهای کودکی: UP، انیمیشن جدید پیکسار
مطلب کامل در یک پزشک » اینترنت

پدرام گفته:
دکتر مجیدی سلام. فوری فوری فوری فوری فوری فوری
بچه ی یک ساله ی یکی از اقواممون توی موبایل باباش دیدم که همینجوری بود یه چش سفید! چشم سمت چپ! بلاگ شما رو نشون پدرش دادم ولی به خرجش نرفت. آیا ممکنه که فلاش دوربین باعث بشه فقط یه چشم از زاویه ی رو برو سفید بشه ؟ نکته این که عکس بچه خیلی شبیه این عکس بود ولی بقیه ی عکسا عادی بودن، نظرتون چیه ؟ اگه شد جواب رو برام ایمیل کنید….
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۱۲:۵۹ ب.ظ
امیرحسین لطیفی گفته:
به لطف اینترنت اتفاقات خوبی هم میفته.
تبریک میگم بخاطر ظاهر جدید بلاگ، گرچه میتونه بهتر باشه اما نسبت به قبل خیلی بهتره.
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۱:۳۷ ب.ظ
محمدرضا گفته:
چقدرتلخ …. تو نه ماهگی و شیمی درمانیسم …
نـــــــــــــــــــــــــه !!!
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۲:۱۵ ب.ظ
داریوش گفته:
نیستی!؟ رفتی مسافرت؟!!
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۲:۲۴ ب.ظ
نازنین گفته:
جالب بود !
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۲:۵۴ ب.ظ
Mojganbanoo گفته:
سلام آقای دکتر گرامی و ممنونم از لطف همیشه ی شما. این مطلب دردآورتان تکانم داد. به خصوص که دختر کم چشمهایی به دریایی چشمهای این دخترک دارد و … دلم ریخت… خدا را به خاطر نعمت سلامتی او هزاران بار شکر می کنم. دست شما درست.
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۳:۳۴ ب.ظ
مستانه گفته:
عذر می خوام من یه سوال داشتم. من لینکدونی گودری درست کردم و توی mozila وقتی نشانگر موس رو روی لینک نگه می دارم عنوان آخرین نوشته رو نشون می ده ولی توی IE عنوان آخرین نوشته رو نشون نمی ده. به نظر شما مشکل کجاست؟
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۴:۲۱ ب.ظ
سانی گفته:
چقدرم بچهه تپلی . حیف که یه چشمشو از دست داد و خوب که زنده موند
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۵:۰۵ ب.ظ
وستا گفته:
واقعا یک community برای هر گروه لازمه
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۵:۲۰ ب.ظ
ارسلان گفته:
دوست عزیز sh
دستت درد نکنه .
دقیقا همینو میخواستم بگم
زحمتمو کم کردی …
ارسال شده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۳۸۸ در ساعت۵:۴۴ ب.ظ